کلن فکر می کنم آدم بی سواد و اطلاعاتی هستم. راستش نه بی سواد، ولی کم سواد. بعضی دور و بریام یه فکرای دیگه می کنن ولی خودم که خوب میدونم چه خبره.
پای یکی از این یادداشتای گودر یه بحثی شده بود چند روز پیش که منم کامنت گذاشتم و اسم یکی دوتا کتابو آوردم. حالا یه نفر که اون طرفه ممکنه فکر کنه چون من دو تا از این اسمارو آوردم یه چیزایی بارمه، در صورتی که اصلن اینطوری نیست. نه که از این آدما باشم که می رن در مورد یه چیزی که اسمشو شنیدن و اصلن خبر ندارن چیه نظر میدن یا یه جملاتی رو از یه کسایی نقل می کنن که اصلن نمیدونن طرف کی هست یا مثلن زنه یا مرد، اتفاقن از این اخلاق خیلی بدم میاد. هر کتابی رو که در موردش نظر میدم حتمن خونده م. در مورد هر آدمی هم که حرف می زنم یه حداقل شناختی ازش دارم. چیزی که هست بر خلاف نظر بعضیا خودمو بی سواد میدونم چون به نظرم هرکی دوره ی آثار فلانی و بیساری و بهمانی رو خونده باشه آدم با سوادی نیست. نظر شخصیمه ها ولی فکر می کنم خیلی از این آثاری که خیلی معروفن هیچ حرفی واسه ی زدن ندارن. فکر می کنم زندگیمو سر خوندن بعضیاشون تلف کرده م.
دوشنبه ۱ نوامبر ۲۰۱۰
جمعه ۲۹ اکتبر ۲۰۱۰
قهوه ی بی مزه
یعنی دیگه خسته شدم انقدر دو و پونصد، دو و پونصد ریختم تو جیب این مهران مدیری. اگه همینطوری بخواد این سریالش بی مزه بمون ایشالا که کوفتش بشه. 18 قسمت گذشته هنوز قد یه قسمت برره نخندیدیم. اینم شد سریال طنز؟ اونوقت اون اولش میاد می گه منم یه کارای نویی توی کارگردانی کردم . . . خب بخوره تو سرت! آخه کی کارای تورو برای دکور و طراحی لباسش میدید؟ کی کارای تورو بخاطر 20 متر حرکت دوربین توی طول و عرض و ارتفاع و چرخش 120 درجه ای میدید؟ بجای این حرفا یه ذره طنزشو غلیظ تر می کردی حالم به هم خورد انقد آبکیه.
چهارشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۱۰
سهشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۱۰
نراد تازه کار و جیب خالی
تازه تخته نرد یاد گرفته م. یعنی قبلن بلد بودم ولی در حد قوانین و یکی دو دست بازی. ولی حالا بازیم بدک نیست.
بازی خوبیه. ترکیبیه از شانس و فکر، با سهم مساوی. دقیقن مثل زندگی. از یه جنبه هم خیلی به شلم بازی کردن یا حکم برتری داره: توی شلم یه یار داری که مسئولیت اشتباهاتو به دوش همه. این کارو برای من سخت می کنه. اصلن از یارایی که یه کمی بازیشون بهتره و بعد هر دست سر تک تک حرکات آدم چونه می زنن خوشم نمیاد. حتا دارم رفیقایی که بازیاشون تعریفی نداره ولی بعد هر دست باخت با آدم بگو مگو می کنن که توی جمع تقصیرو گردن آدم بندازن. این حرفا توی تخته نیست.
تنها مشکل اساسی ای که با تخته دارم اینه که پول ندارم یه دونه بخرم! گرونه. معمولیاش از پنجاه شصت تومن شروع می شه. اگه ارزونشو سراغ داشتین گرا رو بهم بدین، اما اگه واقعن می خواین دوستیتونو ثابت کنین می تونین یه دونه بهم هدیه کنین!
بازی خوبیه. ترکیبیه از شانس و فکر، با سهم مساوی. دقیقن مثل زندگی. از یه جنبه هم خیلی به شلم بازی کردن یا حکم برتری داره: توی شلم یه یار داری که مسئولیت اشتباهاتو به دوش همه. این کارو برای من سخت می کنه. اصلن از یارایی که یه کمی بازیشون بهتره و بعد هر دست سر تک تک حرکات آدم چونه می زنن خوشم نمیاد. حتا دارم رفیقایی که بازیاشون تعریفی نداره ولی بعد هر دست باخت با آدم بگو مگو می کنن که توی جمع تقصیرو گردن آدم بندازن. این حرفا توی تخته نیست.
تنها مشکل اساسی ای که با تخته دارم اینه که پول ندارم یه دونه بخرم! گرونه. معمولیاش از پنجاه شصت تومن شروع می شه. اگه ارزونشو سراغ داشتین گرا رو بهم بدین، اما اگه واقعن می خواین دوستیتونو ثابت کنین می تونین یه دونه بهم هدیه کنین!
یکشنبه ۵ سپتامبر ۲۰۱۰
کشتی نفس گیر عزراییل و جنتی
گزارشگر: باید ببینیم که عزراییل کاری رو در خاک میتونه انجام بده یا نه؛ باید امیدوارباشیم که توی زمان کوتاهی که دو کشتی گیر در حالت خاک هستن عزراییل کاری پیش ببره وگرنه تجربه نشون داده که در سرپا حریف احمد جنتی نیست . . .
برچسبها:
:-),
ا.ن و شرکا,
برسد به دست خدا,
سیاسی,
لوس بازی
چهارشنبه ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰
اشتراک در:
پیامها (Atom)
