دوشنبه ۱ نوامبر ۲۰۱۰

فریاد بی سواد ازعمر رفته

کلن فکر می کنم آدم بی سواد و اطلاعاتی هستم. راستش نه بی سواد، ولی کم سواد. بعضی دور و بریام یه فکرای دیگه می کنن ولی خودم که خوب میدونم چه خبره.

پای یکی از این یادداشتای گودر یه بحثی شده بود چند روز پیش که منم کامنت گذاشتم و اسم یکی دوتا کتابو آوردم. حالا یه نفر که اون طرفه ممکنه فکر کنه چون من دو تا از این اسمارو آوردم یه چیزایی بارمه، در صورتی که اصلن اینطوری نیست. نه که از این آدما باشم که می رن در مورد یه چیزی که اسمشو شنیدن و اصلن خبر ندارن چیه نظر میدن یا یه جملاتی رو از یه کسایی نقل می کنن که اصلن نمیدونن طرف کی هست یا مثلن زنه یا مرد، اتفاقن از این اخلاق خیلی بدم میاد. هر کتابی رو که در موردش نظر میدم حتمن خونده م. در مورد هر آدمی هم که حرف می زنم یه حداقل شناختی ازش دارم. چیزی که هست بر خلاف نظر بعضیا خودمو بی سواد میدونم چون به نظرم هرکی دوره ی آثار فلانی و بیساری و بهمانی رو خونده باشه آدم با سوادی نیست. نظر شخصیمه ها ولی فکر می کنم خیلی از این آثاری که خیلی معروفن هیچ حرفی واسه ی زدن ندارن. فکر می کنم زندگیمو سر خوندن بعضیاشون تلف کرده م.